برای دستیابی به موفقیت، شایستگی هایت را زیاد کن ، نه ارزوهایت را

×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 875

تعریف سازمان در عصر صنعتی یا زندان روح !

تعریف سازمان در عصر صنعتی یا زندان روح !

افراد در عصر صنعتي با ايجاد سازمانها، حصارها و مصنوعاتي ساختند که خود زنداني آن شدند.
- اگر مديران عصر صنعتي تفکرات و دانش امروز را داشتند، قطعاً در نظريات خود تجديد نظر مي‌کردند و سازمانها را متناسب با اهداف غائي سازمان و انسان طراحي مي‌کردند.
- در نظام نوين، مديران "مغز" و کارکنان "سر" نيستند و با کارکنان همانند افراد بالغ، توانمند و خود متکي رفتار مي‌شود.
- در گذشته هر مديري به خود اجازه مي‌داد تا در برابر کوچکترين اشتباه بر سر کارکنان فرياد بکشد. چنين محيطي افراد را وا مي‌داشت تا وجود هر گونه مسئله‌اي را انکار کرده و يا از زير مسئوليت آنها شانه خالي کند.
- کليد گشايش هر استعدادي در درون انسان، کار است و وقتي با اين کار گنجينه بسته، باز شود، هر لحظه که کار تداوم داشته باشد، اين استعداد شکوفاتر مي‌شود.
- کارکنان معتقدند کار بايد داراي اهميت و ارزش باشد و براي سازمان ارزش افزوده ايجاد کند.

- امروزه دغدغه اصلي سازمانهاي پيشرو کارکنان دانش محور و روشهاي افزايش بهره‌وري آنهاست.
- امروزه سازمانها به دنبال جذب رهبران قوي هستند نه مديران. رهبران عاملان تغيير در سازمانها و راهنمايي آنها به سوي موفقيت هستند.
- امروزه سازمانهاي پيشرو به جاي طراحي ساختارهاي سنتي براي سازمان خود، بر سازمانهاي دانش محور و فرايندي تأکيد دارند.

يکي از نظريه‌پردازان سازماني به نام "مورگان" در مقاله‌اي تحت عنوان "سيماي سازمان" به تقصيل، استعاره‌هاي سازماني و منشأ پيدايش آنها را بيان کرده است. وي در يکي از اين استعاره‌ها سازمان را به مثابه "زندان روح" تعريف کرده و اين تمثيل را برآمده از نظريه مثل افلاطوني و يا حکايت غار افلاطوني مي‌داند و معتقد است که موجودات انساني داراي استعداد به دام افتادن در تارهاي خود ساخته هستند. بر اين اساس سازمان‌ها نيز به عنوان سازه‌هاي اجتماعي مي‌توانند سازندگان خود را زنداني کنند.

زماني از يکي از کارکنان شرکت سوني درخواست شد تا خودش را معرفي کند. وي با چهره‌اي خندان در مقابل بازديدکنندگان گفت: "من شرکت سوني هستم". بازديدکنندگان متعجب شدند و به تصور اينکه کارمند مذکور منظور آنها را درک نکرده است، مجدداً سؤال را تکرار کردند، ولي جواب همان بود که در ابتدا ذکر شد؛ يعني "من شرکت سونس هستم". اين فرد معتقد است که تک تک ما کارکنان عضو وفادار کوچکي از سازمان هستيم و خود و خانواده خودمان را با نام شرکت معرفي مي‌کنيم، "چون معتقديم که ما به آن شرکت تعلق داريم."
در مقابل امروزه برخي از کارکنان و حتي دانشمندان علم مديريت در سازمانها نارضايتي خود از سازمان را با عباراتي چون " زندان روح "، "زندان محترمانه" و در برخي موارد "ديوانسالاري رفاه" اعلام مي‌دارند. بايد ديد که چگونه انسانها و کارکنان سازمان و تحت چه شرايطي در دو سر طيف قرار مي‌گيرند، به گونه‌اي که برخي سازمان را از آن خود مي‌دانند و تمام وجود خود را وابسته به آن تلقي مي‌کنند. و برخي ديگر بر عکس، در سازمان نه تنها هيچ احساس تلقي نمي‌کنند، بلکه آن را زندان روح ذکر مي‌کنند. سازمان‌ها به نوعي پل تکامل زندگي انسان تلقي مي‌شوند و کارکنان با حضور و فعاليت در اين سازمانها به تکامل علمي، فرهنگي، مادي و معنوي مي‌رسند. بنابراين آسيب‌شناسي سازمان از ديد ساختاري، شغلي، مديريتي و نيروي انساني براي ايجاد شرايطي که در آن کارکنان احساس مهم بودن و رضايت کنند، ضروري است. 

"همر" معتقد است در سازمانهاي سنتي و وظيفه مدار کارکنان را "دست" سازمان مي‌دانند و با آنها همانند دستها رفتار مي‌شود و هر گونه اقدام و حرکت اين دستها را مغزهاي مديريتي، سامان مي‌دهد. اما سازمانهاي امروزي فرايند محور و دانش محور براي اجراي فرايندها به همه وجود انسان، دستها، مغز و قلب او، نيازمند هستند. 

در نظام نوين، مديران "مغز" و کارکنان "سر" نيستند و با کارکنانن همانند افراد بالغ، توانمند و خود متکي رفتار مي‌شود. در اين سازمانها "مدير" به مفهوم منفي اداره کردن افراد و زير سلطه داشتن آنها کنار گذاشته شده و "رهبري صميمانه" جانشين آن شده است. رهبر به افراد ديدگاه، انگيزه و زمينه پيشرفت مي‌دهد و افراد نيز همگي پذيراي مسئوليت هستند.


شرکت دانش بنیان ایران