برای دستیابی به موفقیت، شایستگی هایت را زیاد کن ، نه ارزوهایت را

×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 875

شیوه نوین مربیگری در سازمان

شیوه نوین مربیگری در سازمان

سازمان‌های یـادگیرنده، سازمان‌ هائی هـستند که در آنها افراد به‌طور مستمر توانائی‌های خود را افزون‌ می‌سازند‌ تا به نتایجی که مد نظر است‌ دست یـابند، جائی که الگوهای جدید تفکر رشد می‌یابد، اندیشه‌های‌ جمعی و گروهی ترویج می‌شوند‌ و افراد چگونگی‌ آموختن را به اتـفاق هم می‌آموزند. بسیار بدیهی است که در سال 2000 میلادی،راههای سنتی کار کردن با انسانها در سازمان نـیازمند انجام‌ تغییراتی بنیادی خواهد بود.آن‌چه که‌ بیشتر سازمانها،بایستی در قرن بیست‌ و یکم خود را تبدیل‌ به‌ آن کنند، همان‌ موضوعی است که امروز در ادبیات‌ مدیریت از آن به عنوان سازمانهای‌ یادگیرنده یاد می‌کنند.

اگر خواهان‌ ایجاد سازمانهای یـادگیرنده بـا‌ کیفیت‌ بالا، عملکرد‌ بالا و واقعی هستید، بایستی‌ سیستم‌های فعلی را جایگزین کنید. حرکت از مدیریت انسان‌ها به مربیگری آنان، در زمره مهمترین تغییراتی است که بایستی‌ تحقق یابد. ما «مربیگری» را آن‌گونه که مد نظر سازمانها هست، معنا نمی‌کنیم، بلکه‌ شکلی از مربیگری‌ مد‌ نظر‌ اسـت کـه ما آن‌ را «مربیگری خلاق» می‌نامیم. به‌طور کلی، آن‌ راهی‌ متفاوت‌ از کار کردن با انسان‌هاست که نتایج خیلی رضایتبخش‌ را هم برای سازمان و هم افراد شاغل در آن ایجاد می‌کند.

مربیگری خلاق چیست؟
در کل،آن راهی است برای درک‌ انسان‌ها در‌ تمامیت وجودشان،که بـه تـبع آن،مکالمات‌ (از طریق زبان)و‌ اقدامات‌ مناسب‌ با درک آن‌ نیز صورت می‌پذیرد.از ساده انگاشتن‌ این‌ تـوضیح و تـوصیف‌ بر حـذر باشید.درک آن مستلزم انجام‌ مطالعه‌ای نزدیک است،چرا که نمایانگر انجام تغییری‌ اساسی‌ در شیوه‌های فعلی‌ سازمان می‌باشد.

اهداف مربیگری‌ خلاق
عملکرد عالی و بلندمدت(پایدار)عبارت‌ است‌ از:
خود اصلاحی
خود خلاقی

نیل بـه ایـن هـدف به‌ نحو‌ قابل ملاحظه‌ای، مستلزم وجود تعهد و در عین حال شایستگی‌ است. شیوه‌های‌ سنتی‌ منابع انسانی نـه‌ تنها هـیچ یک از این اهداف را به وجود نمی‌آورد،بلکه موانعی را‌ نیز‌ برای آنان‌ به وجود می‌آورد.

اصول مربیگری‌ خلاق
اصل اول: رابطه
مربیگری خـلاق تـنها به‌ وسیله‌ ایجاد و نگهداری یک رابطه‌ رضـایتبخش‌ دو جـانبه بـین مربی و «مراجع» امکان‌پذیر است. این رابطه دو جانبه، بایستی در چهار زمینه زیـر وجـود داشته باشد:

1- تعهد دو‌ جانبه: هم‌ مربی و هم مراجع‌ بایستی به یک‌ چیز‌ مشترک متعهد‌ باشند. مربیگری‌ خلاق‌ تـنها در نـاحیه‌ای اتفاق‌ می‌افتد‌ که تعهدات مربی و تـعهدات مـراجع با یکدیگر اصـطکاک پیـدا می‌کنند.
2- صداقت دو طـرف: این به معنای‌ این است‌ که‌ هر دو طـرف در انـجام تعهداتشان‌ بی‌ریا‌ و مخلص‌ باشند‌ و هر دو طرف،مزین‌ به صلاحیت‌های برآوردن این تعهدات باشند.
3- احترام متقابل: هم مربی و هـم مـراجع‌ بایستی باور داشته باشند که دیگری، قابل‌ اعتماد اسـت. یعنی این‌که، مقاصد‌ و نیات‌ آنان‌ بی‌ریا بـوده و بـا خلوص نیت، خود و موقعیت‌های‌ شغلی‌شان‌ را، بـدون‌ ظـاهر سازی، وقف‌ امور‌ سازمان‌ کنند.
4- آزادی بـیان دوطـرفه: هریک از دو طرف‌ بایستی احساس کـند‌ کـه می‌تواند حتی در باب مـوضوعات حـساس با گشادگی‌ خاطر صحبت کند. همچنین هریک از دو طرف، بایستی جریان اثر گذاری دیگری بر خود را با آغوش بـاز بـپذیرد. به عبارت دیگر، گوش کردن آنان بایستی بـسیار شـنوا بوده‌ و آنان بـاید آنـ‌چه را کـه گفته شده‌ ولو چالش‌های نـزدیکی با باورها و عادت‌هایشان داشته باشد، منعکس کنند.

اصل دوم: عمل‌گرائی
ارزش هرگونه‌ تلاش‌ مربیگری، برمبنای‌ نتایجش مورد ارزیابی واقع می‌گردد. پیگری‌ امور و اصلاح بی رحمانه فعالیت‌ها، آشفتگی‌ هائی به وجود می‌آورد. به عبارت دیگر، آن‌ مبتنی بر یک مدار بـسته باز خورد است که به‌ کمک استاندارها، پیشرفت را می‌سنجد و از آن اطلاعات نه‌ برای‌ قضاوت پیرامون‌ انسان‌ها، که برای تضمین فرآیند خود- اصلاحی به کار می‌رود که منجر به‌ نتیجه مطلوب خواهد شد.

مشاهده ما از مـکالمات انـجام شده در عرصه کسب و کار، موقعیت‌های سیاسی و اجتماعی‌ حاکی‌ از آن‌ است که انسان‌ها حجم‌ وسیعی از انرژی را صرف دفاع و مباحثه از درستی یا اشتباهی موقعیتی می‌کنند. چنین‌ تفکری نه‌ تنها مخرب است بلکه معیوب هم‌ است. چرا که مـا هـمیشه جهان را‌ از‌ فیلتر‌ یا چشم‌انداز مخصوصی می‌بینیم که پیتر سنج آن را «الگوی ذهنی» می‌نامد. جهان پیچیده‌تر از این‌ها است و ازاین‌رو انسان‌ها بایستی در برخورد ‌‌با‌ آن، آن را ساده سازند.اما همه الگوها برطبق ایـن‌ تعریف «اشتباه» هستند. آن‌ها تـنها می‌توانند مصادیقی از واقعیت باشند نه‌ خود واقعیت. هیچ‌ چـیز‌ اشـتباهی‌ در این‌ امر وجود ندارد.ما وقتی راه به بیراهه‌ می‌بریم که الگوهایمان را با واقعیت‌ اشتباه بگیریم و مطمئن باشیم که آن‌ها «درست» هستند. پرسش پیرامون درستی یا غلطی امری در رابطه با نیل به‌ هـدف حـائز اهمیت است. انجام چنین‌ تغییر‌ کـوچکی در ایـجاد دنیائی بسیار مولد و انسانی را آسان‌ سازد.

بطور مشخص، آن به منزله حرکت به‌ سوی برداشتن بعضی از موانع بسیار جدی‌ موجود بر سر راه یادگیری و ایجاد سازمان‌های یادگیرنده است. نگاه‌ کردن به گذشته‌هائی که برخلاف اطمینان ما در بعضی جنبه‌ها اشتباه از آب درآمد، حاکی‌ از‌ تواضع ما است.ما یاد گرفتیم‌ که حتی باورهای ژرف یک نـفر مـی‌تواند تنها جلوه‌هائی از تـشابهات و تفاسیر باشند.ازاین‌رو بهتر آن است که با آغوشی باز به استقبال بررسی و اصلاح‌ امور، برویم. این‌ نوع یادگیری عـمیق، شاید خیلی بیشتر از انواع دیگر، ما را در بیشتر پذیرفتن‌ امکاناتی که برای ما نامشهود یـا در ابـتدا دست‌نیافتی بـه نظر می‌رسیدند، آزاد گذارد.

 


کوچینگ تیام
شرکت دانش بنیان رشد فرد و کسب و کار